اخراجی ها
فتح بهشت بيدي نيست که با اين بادها بلرزد
معلوم است که بيد نيست چون بيد هم داراي شعور است و لرزش آن از باد به ذات شعورمندش است که خداوند متعال در او قرار داده است به باور ما شيعيان تمامي موجودات زنده داراي شعور هستند . آري همه ما فهميديم که تو يک قطعه چوب خشک و نحيف بيش نيستي که با وزش اولين باد میشکني و خرد مي شوي و بعد پودر هم ميشوي و ذات وجودي خود را انکار ميکني بيد در برابر باد از خود انعطاف نشان ميدهد تا سرنگون نشود بيد در حال لرزش و تکان خوردن و انعطاف در برابر طوفان هم همان بيد است و منکر بيد بودن خود نميشود ، ليکن تو چه ؟؟؟؟!
چرا از ترس وقتي داشتي به اعمال مجرمانه و کثيف خود جوابگو ميشدي منکر همه چيز شده اي ، گفته اند که رنگ به رخساره نداشتي .......الهي...... طفلکي.....
پس اي مرد بزرگ ؟ اي حلال خور ؟ ! اي گيرنده حق از ناحق ؟! اي دلسوز ؟! اي فلفل ريزه ميزه تو کجايي !!!؟
چرا پس دربرابرعدالت منکر هويت خود شدي؟ تو که خيلي مرد(!!) بودي؟ تو که مي خواستي ........
اين رفتارها نشان از چه دارد ؟ آيا جز اين است که فرد بزدل و حقيري هستي ؟ مرد بودن به هوار کشيدن و عربه زدن نيست به وظيفه عمل کردن است اگر مرد بودي چرا بازاريابانت را که هنوز در حال کار کردن هستند را رها کردي لازم نبود ماشینت را بفروشی تا در الوند سرمایه گذاری کنی و به دروغ بگی پول بازاریابانم را دادم...!!!
به فکر خودت با اعلام آدرس لانه مخفي !!!تير خلاص را زدي ، آخر نابخرد مگر شرکت تا به حال دفتر نداشت مگر بازاريابان ارشد و ديگران آدرس آنرا نداشتند ، اي کاش کمي فکر مي کردي سپس عمل مي کردي ، کمي فکر نه بيشتر...
هنگامي که زمان جدا کردن ناخالصي ها فرا رسيد بسياري شروع به دادو فرياد کردند و فرياد وااسفا سر دادند ليکن پس از گذشت اندک زماني همگي متوجه شدند که ناخالصي بايد جدا ميشد و حق با شرکت بود ، فتح بهشت زماني که از انجمن کنار کذاشته شد و به جلسه وب لاگ نويسان دعوت نشد ( که طبق شنيده هاي من در جلسه اول به کمک يکي از دوستان ! به جلسه آمد )برخي تعجب کردند در صورتي که چهره ايشان از همان موقع نمايان گشته بود وليکن مديريت شرکت اصرار بر گذشت و دادن فرصت به ايشان داشت .
لازم است اشاره اي داشته باشيم به دو اخراجي ديگر که در ماجراي اخير دخالت مستقيم داشتند و از آمرين اصلي اين جريانات نيز بوده اند همانهايي که از مدعيان هوش و ذکاوت بودند هماناني که به قول مديريت آبروي چند کلمه را برده بودند مثلا" استراتژي ( = استرافژي ) هماناني که مدعي سواد و دانش بودند و گرافيست را گرافيگر تلفظ ميکردند ، وقتي اينان با هوشمندي و عکس العمل شرکت مواجه گشتند و جايگاهشان بلاک شد چهره واقعي خود را بر همگان نمايان ساختند ، شما ديگر چرا ؟ شما که از دانش تجزيه و تحليل اطلاعات برخوردار بوديد گلوکز بدنتان بسيار بالا بود ، چرا در چاله اي که فتح بهشت کنده بود رفتيد ؟ هر چند که الوند در خور شان شما ميباشد لازم به ذکر است شرکت حق برخورد قانوني را براي خودش براي تمام کساني که بخواهند نابخردانه و کينه توزانه به منافع جمعي بازاريابان خدشه وارد کنند را محفوظ ميداند .
پس پند گيران ، پند بگيريد ...
