خدایا عقیده ام را از دست عقده ام برهان
وای به حال کسانی که به مجرد بسیج همگی ،خود را در آغوش پیروزی ببینند اما گویی قاعده این است که پس از سرمستی روزهای نخست که خود غالبا" نتایج مطلوب را ضایع می کند ، حالت خماری و پشیمانی دست می دهد و در قدم بعد تردید و تزلزل عارض می شود . بدین ترتیب امری که در آغاز نوید زندگی و عظمت می دهد ،سر انجام به صورت حزن انگیز یا خنده آوری در می آید.
و این حدیث کوتوله های اقتصادی و تحول خواه! ایرانی است. کوتوله هایی که حرکت را به یک نهضت تبدیل کردند و پیروزی را در آستانه یافتند و در آستانه ،حجم فاصله را فراوان دیدند و توان خویش را اندک ، تیر های بلا و تهمت را به جلو نشانه گرفتند و یک چندی راه مفارقت گزیدند و سپس راهی جز به عزلت ندیدند و اینچنین از اوج به حضیض رسیدند و خواهند رسید...
در این چند روز خیل عظیمی از دوستان درخواست کردند که به حرفهای یکی از دوستان قدیمی پاسخی بدهیم و ما نیز خیلی کوتاه می گوییم ...
چند سال پیش وقتی استاد دکتر سروش در دروس فلسفه اخلاق ، نظریه اعتدال ارسطویی را شرح می داد و از رذیلت افراط و تفریط و فضیلت "حد وسط " سخن می گفت ، وقتی می گفت از هر چیز عاقلانه دفاع کنید و مردانه انتقاد کنید ،نه چون آتش شعله ور شوید و نه چون وقتی آب بر آن میریزید سردو بی روح شوید...
کار مردان روشنی و گرمی است کار دونان حیله و بی شرمی است
از معرفت می گفت و اینکه...
معرفت در گرانی است به هر کس ندهند پرطاووس قشنگ است به کرکس ندهند
برخی نیز گفتند که ایشان تهمتهای زیادی زده است و خیلی را حرام خور معرفی کرده...
کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی کانچه بود گناه من،او نکشد غرامتش
و در آخر نیز خدایا عقیده ام را از دست عقده ام برهان
علی کار اندیش
