تبليغاتX
The Best Of Leaders

.

 

نگاهی به تعارضات درونی شرکت کوئست اینترنشنال

 

چندین سال از زمانی که نطفه ی شوم کوئست به مدد واردکنندگان دوبی نشین در شهرستان لار منعقد شد می گذرد . در خلال این سالها ، ضربان قلب هزاران ایرانی عضو شرکت ، در اتصال دائم با تلاطماتی بود که گاه و بیگاه گریبان مجموعه را می گرفت و با خوف و رجائی دائمی آن را به پایین و بالامی کشاند . گلد کوئست ، این عالی ترین محصول تصعید یافته ی نظام سرما یه داری ، به نمایندگی از تمام سازکارهای جعل مبتنی بر استثمار و سلطه ی ذهنی و عینی که در طول تاریخ نمود یافته اند ، قدم به عرصه اقتصاد و بلکه فرهنگ و سیاست ایران نهاد و بسیاری از مختصات این عرصه ها را تحت فشار شدید و بی سابقه ی خویش تغییر داد . کو ئست دیوی بود که از آستین مغزهای متفکر اقتصادی و جیب برهای اتو کشیده ی بین المللی خارج شد و با طراحی دقیق و رندانه قدم به قدم در اذهان مردم ایران جا باز کرد . اما این تمام داستان نیست ....

روی دیگر سکه ی کوئستی (!!) تصویری تماماً متفاوت با این ظاهربی عیب و نقص و دقیق و زیرکانه دارد و کوئست برخلاف نمای با شکوه خارجی از درون سیستمی پوسیده و فاسد بود که اگر از سر حوصله و با موشکافی مورد بررسی قرار گیرد ، حاصلی تأسف برانگیز و نا امید کننده خواهد داشت .

کوئست از ابتدا با سرمایه ای محدود توسط جماعتی فرصت طلب با هدف تسخیر بازار جوامع در حال توسعه و اقتصادهای عقب نگاه داشته شده تأسیس شد . این هدف گذاری البته علی رغم بی سوادی و نادانی مفرط مدیران کوئست ، انتخابی غریزی و به شدت هو شمندانه بود ، چرا که تمایل افراطی به پول و جهش طبقاتی حاصل از درآمد انبوه ، دردی است که طبقات میانی و پایین جهان سوم جملگی دچار آنند و کوئست با تصویر کردن ایدآلهایی متناسب با این بیماری تاریخی با سرعت   بی سابقه ای در این جوامع رشد و گسترش یافت . اما رفته رفته بنا به دلایلی که از حوصله ی این سطور خارج است ، کوئست بهترین و حاصلخیزترین محل رشد خود را به سرزمین ایران یافت و تمام تمرکز ذهنی و عملی خود را روی ایران متمرکز کرد ، به نحوی که پس ازمدتی کوئست به ایران زنده بود و عمده درآمد شرکت از جیب های کوچک و گاه خالی ایرانیان تأمین می شد و بهتر، به یغما می رفت ، ضمن آنکه در امتداد این روند لیدرهای ایرانی نیز بنا به مصالح کلان شرکت به سطوح بالای مدیریتی صعود کردند .

 

جناح بندی درونی شرکت ( دفتر دوبی )

کوئست نیز مطابق با روند قاطعی که در تمام تاریخ بشر جریان داشته است پس از عبور از مراحل دشوار اولیه و بسط و گسترش کافی گرفتار قطب بندی داخلی شد و همزمان با پایان یافتن ماه عسل فعالیت درایران دوران گل وبلبل در میان مدیران نیز خاتمه یافت و حضرات بر سر تقسیم غنائم حاصل از غارت ایران به جان هم افتادند .

عمده ی این در گیری ها ، در محلی بسیار نزدیک به خاک ایران ، در کشوری که هر از گاه با ادعاهای نابخردانه در باب جزایر ایرانی فضای خلیج فارس را متشنج می سازد و در یکی از بنادر عمده ی تجاری جهان در جریان بود . جایی که در یک سو   ساشی مدیر دفتر دوبی ( مسئول خاورمیانه ) در کنار جو به صورت سازمانی تمام فعالیت های شرق میانه ی شرکت را تحت کنترل داشتند .

در مقابل اما جریانی غیر رسمی ولی بسیار نیرومند ، متشکل از کرت ، جاپادا یا همان جوزف بیسمارک معروف و دلالی به نام سوزان کمری یا کمره ای که از قضا مادرزن جناب جاپادا نیز هست ، سعی داشت تا کنترل کامل امور شرکت را در اختیار بگیرد .

پس از دوره اول انقباض شرکت در ایران ، جبهه ی جو/ساشی طی دیداری با مقامات عالی رتبه ی ایران در دوبی تفاهم نامه ای امضا کردند که مطابق آن شرکت ضمن پرداخت غرامت به ایران متعهد می شد تا بخش اعظم در آمد حاصل از ایران را در داخل کشور سرمایه گذاری کند . در مقابل کوئست می توانست با تأسیس دفتر در ایران و ارسال مستقیم کالا ، به طور رسمی  به فعالیت بپردازد . مرحوم کریمی راد که همیشه منافع ملی را سر لوحه کار خود قرار می دادنیز طی مصاحبه ای با اعلام تلویحاً این موارد را از رسانه های عمومی اعلام کرد . در پی این تحولات فعالیت در داخل ایران از سرگرفته شد و شرکت در اولین گام 5000 محصول را به طور رسمی وارد کشور کرد و در اختیار اعضای خود قرار داد . معنای تمام این اتفاقات برای ناظران و اعضای کوئست آزادی فعالیت و گشایش افق های جدید بود .

اما جناح جاپادا نیز بیکار ننشست . سوزان کمره ای تا پیش از امضای توافق ، انتقال محصولات به داخل کشور را در انحصار کامل خود داشت و در ازای وارد نمودن هر بسته به ایران مبلغی ( ظاهراً 10 دلار ) در یافت می نمود که با توجه به تعداد بالای محصولات و تقاضای گسترده در نهایت به ارقامی نجومی تبدیل می شد . این توافق باجناح جو/ساشی برای کمره ای یک معنای روشن داشت و آن مسدود شدن این درآمد هنگفت و بادآورده بود . ازاین رو به طور طبیعی جناح جاپادا/ سوزان به تخریب گسترده توافق پرداخت تا با مخدوش شدن این روند همه چیز به حال سابق برگردد.

به عنوان نمونه تعداد زیادی کالا به صورت قاچاق و با مدیریت علیرضا. ب ، به ایران ارسال شد و سپس در میانه ی راه با لو دادن این محموله اعتماد حاکمیت را نسبت به شرکت از میان برد . تکرار این تخریب ها در نهایت به موج دوم  انقباض شرکت تصویب قانون و تعطیلی فعالیت ها منجر شد .

                                                                                          ( پایا ن بخش اول )

 حامد. ح

+ نوشته شده در  86/06/01ساعت 13:52  توسط تیم آموزشی The Best Of Leaders  |