مشتری و بازاریاب بدون ترس
فروش لحظه اي كالا فرصت هاي بسياري را پيش روي بازاريابان و مديران فروش قرار داده است كه لازم است از زواياي گوناگون مورد بررسي و تحليل قرار گيرد،
در گذشته فرد خريدار مبلغي پول را بابت كالاي خود پرداخت مي كرد و پس از كسر هزينه خدمات كه به فرد مذكور خدمات ارائه مي گرديد مشتري كالاي خود را از طريق دفتر كار الكترونيكي و انتخاب كالاي مورد نظر انجام مي داد سپس بخش نرم افزار ثبت خريد مذكور را به بخش ارسال كالا گزارش مي داد ، بخش ارسال كالا ، آنرا بسته بندي كرده و به آدرس فرد مذكور پست مي كرد اگر آدرس درست بود ( كه در اغلب موارد اشتباه بود ) پس از چندين روز به دست مشتري مي رسيد در مورد كارت ارائه خدمات نيز وضع به همين گونه پيش مي رفت .
در مواقع اشتباه بودن آدرس، كالا به بخش ارسال كالا عودت داده شده و در انبار نگه داشته مي شد . تمامي اين پروسه ها نيازمند صرف زمان بسيار و همچنين هزينه هاي مازاد و سرسام آوري مي گشت . در اين ميان مشتري كه از همه جا بي خبر بود سر به شكايت
مي برد كه چرا كالاي من دير رسيده است ، در صورتي كه مدير فروش بي كفايت وي كه فقط به فكر سود شخصي خودش بود آدرس را اشتباه اعلام نموده و يا آدرس خودش را اعلام كرده بود كه به علت عدم تطابق نام با آدرس كالا تحويل نمي گرديد.
در اين بين همانگونه كه گفته شد علاوه بر هزينه هاي اضافي بسيار، يك بدبيني و شك خريدار را احاطه مي كرد و تا رسيدن كالاي خودش دچار يك نوع ترس و التهاب مي گشت ،
حال چه اتفاقي افتاد....؟
در حال حاضر مدير فروش موظف است كالا را براي مشتري خود تهيه نموده و بصورت لحظه اي كالا را تحويل مشتري بدهد و در مواردي كه استثناً كالاي مورد نظر تمام گرديده ، در مدت 48 ساعت با هماهنگي دفتر شركت كالا را تهيه نموده و به مشتري تحويل نمايد .
مشتري ديگر ترس و التهابي ندارد بلكه كالاي خود را پس از ديدن ، لمس كردن و شنيدن خواص و شرايط كالاي مورد نظر اقدام به خريد آن كرده است ، از ديدگاه روانشناسانه مشتري داراي ديدي مثبت همراه با آرامش و اطمينان ،رضايت از فروشنده و شركت گرديده و در همه حال با رضايت كامل از محصول ، شركت و فروشنده در حضور ديگران ياد مي كند و اين يعني بستري خوب جهت فروش كالا يعني سود سرشاري كه نصيب بازاريابان ، مديران فروش ، شركت و توليدكنندگان مي گردد .
اين فرآيند ارتباط the communication process در بازاريابي هاي بعدي و فروش محصولات علاوه بر تاثير شگرف ، فروش محصولات را در يك فرآيند ديناميكي قرار داده و از ديد جامعه شناختي باعث به روز بودن بازاريابان ، مديران فروش و شركت مي گردد . همچنين تضمين اصل پاسخگويي نيز نهادينه مي گردد در اين مكانيسم مديران فروش با تلاش ، پيگيري و ارتباط مستمر با خريدار به تكاپو افتاده و از كنار تلاش خود كسب درآمد
مي كنند نه از قبال تلاش ديگران در ضمن نبايد فراموش كرد كه ميزان پاداش در نظر گرفته شده فروش مستقيم انگيزه بسيار مناسبي جهت تلفيق تجارت مدرن و سنتي مي باشد كه در جاي خود قابل بررسي است .
و همانگونه كه اشاره شد در تجارت نام برابر است با نان و به قول امروزي ها خوش نامي در بازار برابر است با كسب سود سرشار .
از ديدگاه حقوقي نيز مشكلاتي كه در گذشته براي بازاريابان پيش مي آيد ديگر تكرار نخواهد شد زيرا خريدار پس از بررسي و لمس كالاي مورد نظر به اندازه مبلغ پرداختي خود ، كالاي مورد نظر را خريداري نموده است و در آينده و در صورت تمايل با بازاريابي كالاي مورد نظر و ديگر كالاها مي تواند درامد مناسبي را نيز كسب نمايد .
حال بررسي مي كنيم كه چه كسي بيشترين فشار را تحمل مي كند .
خود كشي بابايي ..!!؟
بابايي با نهادينه كردن فروش لحظه اي كالا دست به خود كشي اقتصادي زد ؟ يا نه ! شجاعت به خرج داد ، بررسي روند دو سال گذشته نشان مي دهد او بي گدار و بدون در نظر گرفتن تمامي شرايط به آب نمي زند ...
با شرايطي كه پيش آمده بود نياز به تغيير و تحول بود ولي اين تغيير و تحول بسيار سخت و سنگين بود انبارها بايد مملو از كالا مي شد ، توليدكنندگان بايد نسبت به تهيه تمام اقلام تضمين مي دادند ، كالاهاي جديد مطابق با نحوه فروش بايد به بازار مي آمد و سرمايه اي ميلياردي بايد به خواب مي رفت تا در آينده زنده شود ....
" شجاعت دانش چيزهايي است كه بايد از آن ترسيد و چيزهايي كه نبايد از آن ترسيد " *
شجاعت در ميانه ترس و تهور جلوه مي كند . شجاعت زيستن بدون ترس نيست ، بلكه توانايي روبرو شدن با آن و مهار كردن و چيره شدن بر آن است . شجاعت بي شك فضيلت اخلاقي است و اين فضيلت دو چندان جلوه مي كند ، آنگاهي كه عمل شجاعانه در خدمت به ديگران بروز كند ...
در يك تقسيم بندي كلي بايد گفت كه انسانهاي شجاع به 4 گروه تقسيم مي شوند :
1- واقع گراها ، كه حاضرند با هزينه فردي خود ، براي كسب فايده احتمالي ، خطر احتمالي را بپذيرند ، بزهكاران و مجرمان اغلب در اين گروه قرار مي گيرند .
2- انسانهاي شجاع آرمانگرا، كه اغلب جامعه از آنان تجليل مي كند و در برابر به خطر انداختن منافع فردي ( سياسي – اقتصادي ) خود ، خير و مصلحت عمومي و جمعي را دنبال مي كنند و اين ويژگي را در طلب منافع جمعي و ايجاد زندگي بهتر براي جامعه و خود به كار مي گيرند .
3- انسانهاي شجاع خودخواه ، اينان خطرات ريسك را متوجه جماعت ديگري كرده و به دنبال كسب منافع فردي هستند .
4- جاه طلب هاي شجاع ، اينان كساني هستند كه در درون گروه خود و يا ساخت قدرت منافع جمعي راجستجو مي كنند و هم از سوي جمع نمايندگي دارند . اينان همواره در معرض لغزش قرار دارند و بالقوه نقش خادم و خائن را ايفا مي كنند و با تحولات اغلب به سوي كسب منافع فردي حركت مي كنند .
حال با توجه به اينكه ميلياردها تومان كالاي انبار شده جهت خدمات دهي بهتر به بازاريابان و خريداران را براي مدت زمان نا محدودي بلوكه كردن و فشار و استرس به روز كردن كالاها و در اختيار قرار دادن آنها براي بازاريابان و مديران فروش ، بابايي به راستي جزو كداميك از گروههاي بالا مي تواند باشد ؟
بابايي خود كشي كرد يا شجاعت به خرج داد .....؟
پی نوشت:
*افلاطون
مهسا کرامتی