دکتر بابایی :
بچه های ما هنوز ایمان ندارند!
دنیا پر از آدمهایی است که غر می زنند.....
براستی آیا باید در مقابل اینان ایستاد به حرفهایشان گوش داد و در چنبره افکار و حرافی های آنها نشست؟ اگر چنین می بود .
نه دیگر پیشرفتی بود و نه دیگر افتخاری....
قدم از قدم که خواستیم برداریم مدام صدایی شنیده می شد که ای وای اگر چنین شود چنان می شود . اگر آموزش بیابد ، پولها میرود ، اگر آزمونی باشد ، بی سوادها چه کنند ؟!! اگر دکتر بابایی vastgoals را بیاورد ، لیدرهای سیلور از گرسنگی می میرند و اگر اگر اگر... برخی ( البته به این برخی در ادامه میرسیم ) .
تا جایی پیش رفتند که کار به اتمام حجت رسید ، دکتر بابایی زنگها را به صدا درآورد.
در تالار اریکه ایرانیان زنگ خطر برای راحت طلبان به صدا درآمد و بصورت کاملا" شفاف و واضح مواضع شرکت تبیین شد و خواسته ها از مدیران فروش اعلام شد ، ولی باز هم همان برخی (!!!) فکر کردند اگر خودشان را به خواب بزنند این طنین و این هشدار کمافی سابق باز هم به صدا در خواهد آمد ،
این آخرین اخطار بود...
اگر در حال حاضر آن صدای رسا و خوش را نمی شنوید اگر صدای آن هشدار دهنده را نمی شنوید ، دیگر تلاش نکنید آن صدا را دیگر نخواهید شنید اینقدر خود را به در و دیوار نکوبید تا باز هم آن صدا بیاید و شما را تکان دهد و نانی به کف آرید...آن صدا گفت که دیگر به کسی باج نمی دهیم دیگر نمی دوم تا شما راحت طلبی کنید هر که بامش بیش برفش بیشتر...
هنوز هم کسانی هستند که بام زیاد می خواهند لیک برفش را هرگز...دوران بخشش و فراموش کردن به سر آمد...
نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم
هر آن کس که به منافع سازمانی خدشه ای وارد کند و هر آن کس که تهمت و افترا پیشه کند عواقب آن را هم باید بپذیرد...
به طور مثال این بیچاره حلال خور!!! اگر چه ریزه میزه (به دو دلیل ریزه میزه یکی آن که خودش گفت فلفل نبین چه ریزه دوم آنکه کسانی که ایشان را دیده اند میدانند چرا ریزه میزه !)
یک مدافع دوآتشه بود (به تفصیل در مورد اینکه افراط و تفریط کار نادانان است نوشته شده است ) ولی ناخوداگاه تحت تاثیر دوقلوهای افسانه ای (!!) قرار گرفت حداقل از عملکردش می توان به راحتی این را فهمید که به توصیه های ایدئولوگ های بزن در روها (لولک و بولک ) عمل کرده است .
فتح جهنم ، هیچ معجزه ای برای تو رخ نخواهد داد، اگر چه چشمت از طمع قدرت و ثروت کور شده است لیکن ظاهرا" تا این اواخر مغزت را از دست نداده بودی که متاسفانه دادی...خودت هم نمیدانی که چگونه بازیچه دو نفر (واحد شمارش...) لولک و بولک قرار گرفته ای دربرابرعدالت هم مدعی شده ای که اینها را تو ننوشته ای ، آخر مگر میشود مسئله ای به این روشنی را کتمان کرد مسئله ای مصداق اظهر و من الشمس...
میدانی چه سرنوشت سیاهی خواهی داشت آیا آن دو احمق که با آمدن به دفتر و کسب اطلاعات و انتقال آنها تو را تحریک میکردند می توانند برای تو کاری کنند ، تو را به جلو انداختند تا روزگارت سیاه شود
در آخر به قولی :" شایان (ببخشید : حامد )می ماند و حوضش"
کای ذره ،تو در مقابل خورشید بیچاره چه می کنی بدین خردی؟
حامد.ح
اخراجی ها
فتح بهشت بيدي نيست که با اين بادها بلرزد
معلوم است که بيد نيست چون بيد هم داراي شعور است و لرزش آن از باد به ذات شعورمندش است که خداوند متعال در او قرار داده است به باور ما شيعيان تمامي موجودات زنده داراي شعور هستند . آري همه ما فهميديم که تو يک قطعه چوب خشک و نحيف بيش نيستي که با وزش اولين باد میشکني و خرد مي شوي و بعد پودر هم ميشوي و ذات وجودي خود را انکار ميکني بيد در برابر باد از خود انعطاف نشان ميدهد تا سرنگون نشود بيد در حال لرزش و تکان خوردن و انعطاف در برابر طوفان هم همان بيد است و منکر بيد بودن خود نميشود ، ليکن تو چه ؟؟؟؟!
چرا از ترس وقتي داشتي به اعمال مجرمانه و کثيف خود جوابگو ميشدي منکر همه چيز شده اي ، گفته اند که رنگ به رخساره نداشتي .......الهي...... طفلکي.....
پس اي مرد بزرگ ؟ اي حلال خور ؟ ! اي گيرنده حق از ناحق ؟! اي دلسوز ؟! اي فلفل ريزه ميزه تو کجايي !!!؟
چرا پس دربرابرعدالت منکر هويت خود شدي؟ تو که خيلي مرد(!!) بودي؟ تو که مي خواستي ........
اين رفتارها نشان از چه دارد ؟ آيا جز اين است که فرد بزدل و حقيري هستي ؟ مرد بودن به هوار کشيدن و عربه زدن نيست به وظيفه عمل کردن است اگر مرد بودي چرا بازاريابانت را که هنوز در حال کار کردن هستند را رها کردي لازم نبود ماشینت را بفروشی تا در الوند سرمایه گذاری کنی و به دروغ بگی پول بازاریابانم را دادم...!!!
به فکر خودت با اعلام آدرس لانه مخفي !!!تير خلاص را زدي ، آخر نابخرد مگر شرکت تا به حال دفتر نداشت مگر بازاريابان ارشد و ديگران آدرس آنرا نداشتند ، اي کاش کمي فکر مي کردي سپس عمل مي کردي ، کمي فکر نه بيشتر...
هنگامي که زمان جدا کردن ناخالصي ها فرا رسيد بسياري شروع به دادو فرياد کردند و فرياد وااسفا سر دادند ليکن پس از گذشت اندک زماني همگي متوجه شدند که ناخالصي بايد جدا ميشد و حق با شرکت بود ، فتح بهشت زماني که از انجمن کنار کذاشته شد و به جلسه وب لاگ نويسان دعوت نشد ( که طبق شنيده هاي من در جلسه اول به کمک يکي از دوستان ! به جلسه آمد )برخي تعجب کردند در صورتي که چهره ايشان از همان موقع نمايان گشته بود وليکن مديريت شرکت اصرار بر گذشت و دادن فرصت به ايشان داشت .
لازم است اشاره اي داشته باشيم به دو اخراجي ديگر که در ماجراي اخير دخالت مستقيم داشتند و از آمرين اصلي اين جريانات نيز بوده اند همانهايي که از مدعيان هوش و ذکاوت بودند هماناني که به قول مديريت آبروي چند کلمه را برده بودند مثلا" استراتژي ( = استرافژي ) هماناني که مدعي سواد و دانش بودند و گرافيست را گرافيگر تلفظ ميکردند ، وقتي اينان با هوشمندي و عکس العمل شرکت مواجه گشتند و جايگاهشان بلاک شد چهره واقعي خود را بر همگان نمايان ساختند ، شما ديگر چرا ؟ شما که از دانش تجزيه و تحليل اطلاعات برخوردار بوديد گلوکز بدنتان بسيار بالا بود ، چرا در چاله اي که فتح بهشت کنده بود رفتيد ؟ هر چند که الوند در خور شان شما ميباشد لازم به ذکر است شرکت حق برخورد قانوني را براي خودش براي تمام کساني که بخواهند نابخردانه و کينه توزانه به منافع جمعي بازاريابان خدشه وارد کنند را محفوظ ميداند .
پس پند گيران ، پند بگيريد ...
حلال خور ترمز می کند!!!!
روزی روزگاری در همین نزدیکی حلال خوری بود که...
حلال خور ما مي خواست سوزن نخ کند
ني به کندي بلکه فورا" نخ کند
حلال خور ما مي خواست سوزن نخ کند
سوزنش را بهتر از بابا نخ کند
رفت در کنج اتاق خود نشست
در به روي انجمن و بابا ببست
عينکي در جيب بودش نمره دار
کرد آن را روي بيني استوار
بعد نخ را در دهان خويش برد
خيس کرد و سوي سوزن پيش برد
نخ ستبر و چاک سوزن ، تنگ بود
در ميان سوزن و نخ ، جنگ بود
حلال خور ما در کار ، استمرار کرد
لاجرم يک کار را صد بار کرد
گفت : آخر سوزن از رو مي رود
نخ ز سوراخ عاقبت تو ميرود
گفت : اين آسانترين کار من است
کار نيکو کردن از پر کردن است
روز رفت و ماه رفت و سال رفت
عمر حلال خور ما بر اين منوال رفت
کهنه کاري آمد از راه دراز
گفت بيخ گوش حلا خور ما به راز
کاروان عمر تو در پاي سوزن – نخ گذشت
عمر تو در پاي سوزن نخ گذشت
روز رفت و هفته و سال و سده
خواب ماندي و جهان شد دهكده
سالها «اين مثنوي تأخير شد»
موي بور تو چون شير شد
ريزه ميزه من! برنجت شد كته
لاجرم بر آب افتادت پته
دست از سوزن بدار و نخ متاب
فكر نان كن، خربزه آبست، آب
حلال خور ما نخ بر لب و سوزن به دست
گفت: اين از نان شب واجتتر است
افت دارد از براي چو نيم مني
كه نتانم كرد نخ در سوزني
در همين احوال كودكي خردسال
مي گذشت از گوشهاي با قيل و قال
حــلال خـور را ديــد او
آمد بنشست با او روبه رو
گفت: مشغول چهاي؟ اي ريزه ميزه
گفت: دارم نخ به سوزن ميزنم
سوزن و نخ را گرفت از دست او
نخ به سوزن كرد و گفت: اينك برو
حلال خور ما حيران شد و گفت: اي عجب
كودكي از پاي تا سر يك وجب
كار نيكو، بهتر از من ميكند
بهتر از من نخ به سوزن ميكند
كهنهكار نكتهسنج خوش ادا
گفت رندانه به گوش ريزه ميزه ما
طرح دنيا را كه ميانداختند
هر كسي را بهر كاري ساختند
بعد از اين در كار خويش انديشه كن
پند بشنو، كشك سابي پيشه كن
قابل توجه اعضاء گرامی ؛
به اطلاع می رساند که آدرس سایت بین المللی وست گل به نشانی زیر تغییر یافته است . کاربران محترم می توانند برای ورود به دفتر کار خود از این آدرس استفاده نمایند .
http://www.Vastgoals.net
حسين با شهادت "يد بيضاء" كرد ، از خون شهيدان "دم مسيحايي" ساخت كه كور را بينا ميكند و مرده را حيات ميبخشد... اما نه تنها در عصر خويش و در سرزمين خويش، كه شهادت جنگ نيست، رسالت است، سلاح نيست، پيام است، كلمهاي است كه با خون تلفظ ميشود."
شهادت سالار شهیدان ابا عبدا... الحسین بر تمامی شیعیان تسلیت باد.
روابط عمومی و امور بین الملل وست ویژن
قابل توجه اعضاء گرامی ؛
به اطلاع می رساند که به علت تهیه Backup و پشتیبان از اطلاعات موجود در دیتابیس سرورها و نیز دریافت اطلاعات از آنها و همچنین انتقال یکسری از اطلاعات به سروری دیگر، سایت بسته بوده و از حالت سرویس دهی خارج می شود .
ضمنا زمان باز شدن سایت متعاقبا اعلام می گردد .
بخش نرم افزار و توسعه سایت وست ویژن
مادر بزرگ
مترو/ ايستگاه صادقيه 9:۱5 صبح / خارجي :
گل پسر : پدرشو در مي آرم سر من كلاه گذاشته ....
پيرمرد : كي پسرم !؟
گل پسر : برادر پسر عمه پسر عموم ... خيلي بي معرفت
پسر دانشجو : چرا اين پيرمرد اذيت مي كنيد . خوب بگو پسر عمه خودت ديگه .....
گل پسر : شما چقدر زرنگيد !!!
تصوير پسر دانشجو كه برمي گردد به سمت پنجره
واگن مترو / 5 دقيقه بعد / داخلي :
صداي چند ناله خفيف بگوش مي رسد
تصوير يك پسر بچه كه داره از شدت درد پاهاش اونها رو مي ماله و يك پيرمرد(1) كه كفشاش پاره است
گل پسر : نامرد 1 ميليون تومان از من گرفت هيچي به هيچي ...
همان پيرمرد : آخه پسرم شما كه مي خواي 1 ميليون به يكي پول بدي چرا رسيدي ، چكی ، سفته اي نگرفته اي ؟
گل پسر : گرفتم ...
يك برگ كاغذ A4 كه به انگليسي نوشته شده را نشان مي داد
تصوير برگه زوم رويA4
پيرمرد : خوب اين چي هست ؟!
گل پسر : اين رسيد خريدم ديگه . اصلا شما كه نمي فهمي
يك ترمز شديد يا چيزي شبيه آن – همگي به سمت جلو پرت شده ولي كسي صدمه نمي بيند .
استاد دانشگاه : وقتي همه چيزمون چيني باشه بهتر از اين نمي شه ، مگه فرانسه چه شه ؟!
ايستگاه تقاطع آزادي / 9:30 صبح / خارجي
گل پسر : حالا دادسرا كجاست ؟
دوست گل پسر : جلوتره بايد با ماشين بريم .
خيابان انقلاب / 9:45 صبح / خارجي
عده زيادي جلوي در ايستادن و مشغول صحبتند
ليدر : آخ خاك بر سرتون به خاطر چندرغاز پاي مارو به دادگاه و اينجورجاها باز مي كنين
زير مجموعه 1 : مرد حسابي پول گرفتي حالا حرف زيادي هم مي زني
زيرمجموعه 2 : حداقل كالاهامون رو مي دادي .
ليدر : وقتي دولت اعلام مي كنه كالا قاچاق من چي كار كنم .
ساختمان دادسرا / نگهباني / داخلي
نگهبان 1 : موبايل ، فندك ! ، چاقو !! ، اسلحه !!!! ، همه رو تحويل بديد .
گل پسر : آخ قربونت برم من اسلحه ام كجا بود ؟!
نگهبان 1 : از شما نتوركرها هر چي بگي بر مياد .
نگهبان 2 : وقتي هوا(2) به مردم مي فروشيد ، اسلحه جابه جا كردن كه ديگه براتون كاري نداره
گل پسر : ما كه هوا نمي فروشيم
نگهبان 2 : سكه كه مي فروشيد اونم سكه اي كه ارزشش خيلي پايين تر .
اتاق باز پرسي / داخلي
گل پسر : جناب بازپرس من از بالا سريم شكايت دارم
بازپرس مهربان : پسرم ، خودت هم پورسانت گرفتي
گل پسر : آره ، 7 – 8 هزار دلاري گرفتم .
بازپرس مهربان : چي !؟ خودت پورسانت گرفتي اونوقت از بالا سريت شكايت داري !؟
گل پسر : آره آخه بالاسريم گفت بعد از 1 سال فلش مي زني ولي هنوز نزدم
تصوير يك پسر ديگر جلوي در اتاق بازپرس كه با تعجب به اون گل پسره نكاه مي كنه
پسر ديگر : آقاي قاضي اين همون كلاه برداري كه همه ما ازش شكايت داريم
بازپرس مهربان : اِ ، سرباز .... اينو دستگير كنيد .
تصوير گل پسر كه به دستاش دستبند خورده و به سمت يك ماشين ون مي برنش .
سرباز : بيكار بودي اومدي اينجا ؟
گل پسر : از كجا مي دونستم زيرمجموعه هام رو اينجا مي بينم .
زندان ... / 1 بعد از ظهر / خارجي
يك نگهبان مهربان با اسلحه جلوي در زندان قدم مي زنه
زندان ... / 4 بعد از ظهر / داخلي
گل پسر: ببينم جرم شما چيه ؟
( تصاوير افراد مختلف كه اعلام جرم مي كنند ) سرقت – سرقت – كلاهبرداري – جعل سند – مزاحمت ...
گل پسر : خوب رفقا مي خوام يك كار خوب بهتون معرفي كنم توش خيلي پول داره ...
همه توجه ها جلب مي شه و به گل پسر نگاه مي كنن .
گل پسر: اين تجارت رو كه مي خوام براتون بگم ، بيش از 50 ساله كه تو دنيا داره انجام مي شه و كمپاني كه مي خوام براتون توضيح بدم تو خارجِ ...
كمپاني ما يك مادر بزرگ داشته كه ....
پا ورقی:
1- اين همان پيرمردي است كه آقاي حداد هم آن را ديده بود
2- منظور همان زميني است كه رو هوا فروخته شده
پسر خوب : راستي چرا تو اين فيلمنامه دختر نبود ؟
بخاطر اينكه دادسرا و زندان جاي خوبي نيست كه خانمها بيان .
حامد .ح
پس از برگزاری دومین گردهمایی وب لاگ نویسان شاهد تحول بسیار چشمگیری در صحبتها ،موضعگیریها و نوع نگاه به منفعت گرایی جمعی بودم.در تکمیل توضیحات بالا لازم است به عرض برسانم که با گفت و شنود و تضارب افکار می توان به حل بسیاری از مسائل و مشکلات فکر کرد می شود پس از هربحران و انتقادات از درون فرهنگ برآورد و به عبارتی می توان برآمدن فرهنگ را از بحران و انتقاد به نظاره نشست از همین منظر به بررسی برخی اصول که توانست و همچنان می تواند ادامه دهنده این راه باشد می پردازم...
اصل آزادی؛
آزادی در صدر عناصر و الزامات گفت وشنود جای دارد و می توان آنرا برترین ساز و کار فعال کردن همه توانایی ها و ظرفیت ها بر شمرد.آزادی یعنی به رسمیت شناختن کرامت انسان و خوش گمانی نسبت به انسان.فضای آزاد که همگی بتوانند دیدگاهها و برداشتهای خود را نسبت به مسائل مورد مباحثه و مناظره آزادانه و بی هیچ ترس و هراسی بگویند.فضایی که در دو گردهمایی گذشته حاکم بود و همگی به راحتی و بدون ترس و شائبه از انگ خوردن یا بی اعتباری صحبتهای خود را مطرح کردند.
اصل احترام متقابل؛
این اصل در کنار آزادی مولفه مهم دیگری است.هر تشکیلات جمعی به مانند جمع وب لاگ نویسان بر اساس اصول معینی شکل می گیرد.اما مهم همانا تحقق این اصول است و برای آنکه بتوانیم این اصول را تحقق بخشیم باید بر اصولی منتطبق با واقعیتهای عینی تکیه کنیم، واقعیاتی از قبیل مسائل مشترک اقتصادی و انگیزه رشد و تعالی در سازمان.
شرکت وست ویژن دارای واقعیتی است که افراد گوناگون با فرهنگها و اندیشه های مختلف را دور هم گردآورده.از این رو می توان از این رنگارنگی و تنوع در جهت تفرقه و پراکندگی سود برد و هم می توان از آن به پایگاههایی برای تعاون و همیاری سود جست،زیرا هر گروهی در یک وب لاگ برای خود تجربه ایی دارد و صاحب افکاری است. شرط اساسی برای آن که این افکار و تجارب متنوع را در کنار هم جمع کرد و از آن به عنوان پایگاهی براتی همفکری و تعاون و همیاری در جهت رشد اقتصادی همگی گام برداشت اصل احترام متقابل در میان وب لاگ نویسان است.
اصل اطمینان؛
آنچه اصل احترام متقابل را تکمیل کرده و پوشش می دهد اصل اطمینان است. اگر در میان وب لاگ نویسان اطمینان متقابل حاکم باشد،تفرقه و پراتکندگی حادث نمی شود.اما باید توجه داشت که اطمینان متقابل،جز با احترام متقابل حاصل نمی شود. اگر در جلسه یکی از وب لاگ نویسان دیگری را تحقیر کند،دیگر اطمینانی باقی نمی ماند و مجمع وب لاگ نویسان به گروهها و دسته های غیر مفید و ضعیف تقسیم می شود .لیکن پذیرش تکثر و تنوع و اختلاف در روش و از سویی اطمینان یافتن و به یکدیگر اطمینان داشتن است که برای ایجاد یک گروه ثمربخش و مفید است. به عبارتی کوتاه تر به رسمیت شناختن یکدیگر و احترام متقابل واطمینان به یکدیگر اساسی ترین شرط بقا و استمرار مجمع وب لاگ نویسان خواهد بود.
اصل همبستگی؛
مشکلات گروهها اغلب درون ساختاری و داخلی است نه عوامل بیرونی.امکان ندارد یک جمع،یک گروه و یا یک ملت بر اثر خطر خارجی و دشمنان بسیار از میان برود و هرگز تاریخ چنین چیزی را به خود ندیده است تا زمانی که افراد درون گروه در کنار همدیگر بوده و وحدت کلمه داشته و به مسئولیت خود آگاه بوده اند.مهم،خطر داخلی است،خطر تفرقه.این خطر نتیجه بی مسئولیتی و تحقیر و فقدان احترام و اطمینان به یکدیگر و دسته دسته کردن بازاریابان است،این خطر ناهمبستگی بین بازاریابان را موجب شده و در چنین وضعیتی با توجه به تنوع و تکثر در فرهنگهای جامعه ،جامعه بیشتر دارای استعداد پذیرش گسست و ناهمبستگی است.می توان با حفظ تنوع در روش و مطالب همبسته عمل کرد و موجبات رشد و پیشرفت همگی افراد و بازاریابان را فراهم کرد.اساسا"گفت و شنود راهی است به سمت همبستگی با پیش شرطها و الزامات مورد نیاز.
پس گفت وشنود و ادامه جلسات را سر لوحه کار خود قرار می دهیم.
مهندس اسماعیلی
گزارش دومين گردهمايي وبلاگ نويسان وست ويژن
اولین نشست وبلاگ نویسان با جناب آقای دکتر بابائی
تحلیل گردهمایی را فردا در همین وب لاگ بخوانید.
خدایا عقیده ام را از دست عقده ام برهان
وای به حال کسانی که به مجرد بسیج همگی ،خود را در آغوش پیروزی ببینند اما گویی قاعده این است که پس از سرمستی روزهای نخست که خود غالبا" نتایج مطلوب را ضایع می کند ، حالت خماری و پشیمانی دست می دهد و در قدم بعد تردید و تزلزل عارض می شود . بدین ترتیب امری که در آغاز نوید زندگی و عظمت می دهد ،سر انجام به صورت حزن انگیز یا خنده آوری در می آید.
و این حدیث کوتوله های اقتصادی و تحول خواه! ایرانی است. کوتوله هایی که حرکت را به یک نهضت تبدیل کردند و پیروزی را در آستانه یافتند و در آستانه ،حجم فاصله را فراوان دیدند و توان خویش را اندک ، تیر های بلا و تهمت را به جلو نشانه گرفتند و یک چندی راه مفارقت گزیدند و سپس راهی جز به عزلت ندیدند و اینچنین از اوج به حضیض رسیدند و خواهند رسید...
در این چند روز خیل عظیمی از دوستان درخواست کردند که به حرفهای یکی از دوستان قدیمی پاسخی بدهیم و ما نیز خیلی کوتاه می گوییم ...
چند سال پیش وقتی استاد دکتر سروش در دروس فلسفه اخلاق ، نظریه اعتدال ارسطویی را شرح می داد و از رذیلت افراط و تفریط و فضیلت "حد وسط " سخن می گفت ، وقتی می گفت از هر چیز عاقلانه دفاع کنید و مردانه انتقاد کنید ،نه چون آتش شعله ور شوید و نه چون وقتی آب بر آن میریزید سردو بی روح شوید...
کار مردان روشنی و گرمی است کار دونان حیله و بی شرمی است
از معرفت می گفت و اینکه...
معرفت در گرانی است به هر کس ندهند پرطاووس قشنگ است به کرکس ندهند
برخی نیز گفتند که ایشان تهمتهای زیادی زده است و خیلی را حرام خور معرفی کرده...
کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی کانچه بود گناه من،او نکشد غرامتش
و در آخر نیز خدایا عقیده ام را از دست عقده ام برهان
علی کار اندیش
روابط عمومی و امور بین الملل وست ویژن
در ضمن وب لاگهایی که مایل به شرکت در جلسه می باشند شماره تماس - آی دی و نام مدیر فروش خود را به دفتر شرکت سریعا"اعلام نمایند.
کالایی منحصر به فرد
با توجه به عدم اطلاع رسانی صحیح مدیران ارشد فروش در خصوص سیستم و مکانیزم دستگاه VOIP مطلب ذیل نگارش گردیده ، لازم به یادآوری است VOIPبه عنوان یک کالا با بازار مصرف مناسب میتواند بازار جدیدی را فراروی بازاریابان بگشاید .
"تلفن اینترنتی یا به اصطلاح " IP Telephony " (VOIP) از جایی باز تعریف می شود که در صدد هستیم از شبکه های مبتنی بر پروتکل اینترنت (IP) در کاربردهایی چون تلفن استفاده کنیم . از زمانی که امکان انتقال صدا از طریق شبکه های اینترنتی (مبنی برIP ) گسترش یافته است ، موضوع VOIP ، به موضوعی مهم در ارتباطات تبدیل شده است .
این مبحث دو شبکه گوناگون از نظر مقررات و سیاستگذاری را به یکدیگر پیوند داده است :
1 – شبکه تلفن سوئچینگ عمومی
PSTN) "public switched telephon network )که تمامی کشورها به صورت گسترده از آن استفاده میکنند .
2 – شبکه اینترنت که مبتنی بر تکنولوژی سوئچینگ بسته ای است .
امروزه اینترنت و دیگر شبکه های مبتنی بر ip به صورت روز افزون جایگزین شبکه های تلفن سوئچینگ مداری میشوند و با اصلاح شبکه های زیر ساخت و یا استقرار زیر ساخت های جدید ، این روند جایگزینی ، روز به روز ، سرعت بیشتری بخود میگیرد . اینترنت با سرعت زیاد در همه جا استفاده خواهد شد و مردم با یکدیگر به صورت صوتی و تصویری ارتباط برقرار خواهد نمود . رشد بی سابقه اینترنت در سالیان اخیر این نوید را می دهد که بتوان از زیر ساخت موجود به عنوان یک گزینه مطلوب به منظور ارتباطات استفاده کرد .
یکی از سرویسهایی که بر همین اساس متولد شده تلفن اینترنتی یا VOIP می باشد .
VOIP :
Voip برگرفته از voice over internet protocol که با نام ip ( تلفن اینترنتی نیز شناخته میشود ، امکان استفاده از اینترنت به منظور مکالمات تلفنی را فراهم می نماید . در مقابل استفاده از خطوط تلفن سنتی ، voip از فن آوری دیجیتال استفاده می نماید و نیازمند یک اتصال band broad (پهن باند) نظیر DSL است . در واقع، با استفاده از فن آوری voip صدای انسان توسط بسته های اطلاعاتی و از طریق اینترنت ارسال می گردد . voip میتواند به منظور تامین خواسته فوق از سخت افزارهای شتاب دهنده استفاده نماید .
نحوه عملکرد VOIP:
همانگونه که میدانید یک سیگنال را به صورت دیجیتال میتوان در یک مسافت طولانی ارسال نمود . لیکن باید قبل از ارسال سیگنال ، آن را با استفاده از یک مبدل آنالوگ به دیجیتال (ADC) ، دیجیتال کرد که به فن آوری A2D گفت و سپس ارسال و در نقطه پایانی انتقال ، با استفاده از یک مبدل دیجیتال به آنالوگ ( DAC) که به آن نیز فن آوری D2Aمیگویند. دوباره آن را به آنالوگ تبدیل نمود . voip به مانند آنچه اشاره شد کار میکند . در ابتدا ، صدای دیجیتال شده در بسته های اطلاعاتی قرار میگیرد و پس از ارسال در مقصد مجددا" به صوت تبدیل می گردد. لازم به ذکر است با ذخیره اطلاعات به فرمت دیجیتال می توان بر روی آنان کنترل بهتری اعمال نمود ، مثلا" آنان را فشرده ، مسیر آنان را تعیین و یا آنان را به یک فرمت جدید بر پروتکل tcp/ip از بسته های اطلاعاتی ip تشکیل میگردند که شامل یک هدر (جهت کنترل ارتباطات ) و یک pay load به منظور مبادله داده می باشند. به عبارتی فن آوری voip از بسته های اطلاعاتیIPبه منظور حرکت در شبکه و رسیدن به مقصد نهایی استفاده می نماید .
Voic (source) àADC ….. internet …. DAC àvoice (dest)
فن آوری voip را می توان از دو منظر بررسی کرد :
1 – از نظر کاربران : سرویس "voip " امکاناتی را جهت ارائه خدمات صوتی با قیمتی ارزان فراهم میکند . همچنین امکان انتقال انواع داده (دیتا) را نیز مهیا میکند که امکان ارائه آن از طریق شبکه سوئچینگ مداری (تلفن معمولی) وجود ندارد . کاربر در زمان استفاده از خطوط PSTN هر اندازه که بیشتر با تلفن صحبت نماید هزینه بیشتری را باید پرداخت کند. با تلفن نمی توان بطور همزمان با بیش از یک شخص گفتگو کرد ولی در فن آوری voip کافی است که در آن مقطع زمانی سایر افرادی که کاربر می خواهد با آنان گفتگو کند نیز به اینترنت متصل باشند. مکالمه برقرار می شود و تا زمان دلخواه و بدون هزینه می توانند با یکدیگر به گفتگو بپردازند . در برخی خطوط پر سرعت نیز علاوه بر آن می توان همزمان با چندین نفر در یک زمان به گفتگو پرداخت .
2 – از نظر صنعت :
مزیت اصلی فن آوری voip همگرا کردن سرویس های مختلف و ارائه همزمان خدمات گوناگون و همچنین ، تعریف سرویس های جدید برای کاربران است . به این ترتیب ، فعالان عرصه ارائه خدمات ارتباطی ، میتوانند با سرمایه گذاری کم و مخارج عملیاتی پایین ، طیف وسیعی از سرویس را در اختیار کاربران قرار دهند.
لازم به ذکر است دستگاههای voip شرکت بنابر نیاز معرف کننده 2port و 1 port می باشند یعنی قابلیت اتصال یک خط و دو خط را دارا می باشند.
کالایی منحصر به فرد در بازاری تشنه ...
تهیه و تنظیم:
مهندس اسماعیلی
دکتر بابایی :
بچه های ما هنوز ایمان ندارند!
همانطور که وعده داده بودیم مصاحبه آقای دکتر بابایی را در مورد تکنولوژی های ارائه شده توسط شرکت و برخی مسائل دیگر خدمتتان تقدیم می کنیم....
ـ آقای دکتر شاهراه الکترونیکی چیست ؟
شاهراه یک مجموعه شبکه ای از رفتارهای الکترونیکی است که با یک پروتکل خاصی بین ندهای شبکه ردو بدل میشود و حامل اطلاعات الکترونیکی در زمینه مباحث مالی می باشد که دارای استانداردهای خاص خود میباشد همچنین هر شرکت استانداردهای خاص خودش را دارد مثلا" ویزا مطابق با استاندارد خود کار میکند و هیچ وابستگی به مستر ندارد و یا شرکت شتاب دارای یک پروتکل خاصی با استانداردهای جهانی می باشد که هر کس بتواند وارد شاهراه الکترونیکی آنها شود٬ می تواند تبادل مالی از قبیل دریافت و پرداخت و... را انجام دهد .
ـ با توجه به توضیحات شما آیا شاهراه الکترونیکی همان GATEWAY میباشد؟
نخیر ، GATEWAY یک واسط بین Processor (پردازشگر )و N-USER میباشد که میتواند بانک، شرکت و یا .... باشد و خودش درون شاهراه قرار میگیرد . وقتی میخواهید وارد شاهراه شوید باید از یک GATEWAY بگذرید .
ـ چه مزیتی دارد ؟
مثل این است که شما میخواهید وارد خانه ای شوید وقتی کلید را داشته باشید چه مزیتی دارد ؟ کلید ورود به شاهراه های الکترونیکی دنیا GATEWAY میباشد مثل حال حاضر که ساختار شاهراه های ایران بیمار هستند .چون هیچگونه امکان ورود به آنها وجود ندارد و نمی توان دریافت پول انجام داد .
شرکت کارتهایی را صادر میکند که همDEBIT میباشد هم CREDIT تفاوت این دو در چیست ؟
DEBIT هر آنچه که پول در اختیار شما هست میتوانی برداشت کنی و CREDIT روشی است که بانک اعتبار در اختیار افراد قرار می دهد.
اما در پروتکلهای جهانی این بحث متفاوت میباشد زمانی که شما FULL DEBIT هستید به هیچ عنوان نمی توانید از سایت هایی که فروش اینترنتی به مشتریان دارد خرید کنید و آن شرکتها نمی توانند از شما پول کم کنند و به حساب خودشان واریز کنند . ولی FULL CREDIT ها به شما اجازه برداشت پول از دستگاههای ATM را فقط تا محدوده ای می دهد و بقیه آن را باید خرید انجام دهید . یکی از بزرگترین مزیت هایش این است که هم در تمام دنیا کار می کند و هم میتوان از طریق سایت اقدام به خرید کرد و یکسری کارت ها میباشند که هم DEBIT هستند و هم CREDIT و شما هم میتوانید از طریق ATM ها و SHOPING هاخرید یا ترنسفر مالی انجام دهید و هم خرید اینترنتی انجام دهید ولی به نسبت FULL CREDIT محدوده کمتری را در سایتها در بر میگیرند . کارتی را که ما صادر میکنیم 200 دلار هزینه صادر شدن آن میباشد .حد اقل 100 دلار نیز افراد باید در حساب خود در مرحله اول قرار دهند .
ـ سیستم VOIP ما دارای چه ساختار و استانداردی می باشیم ؟
در این سیستم ما بالاترین استاندارد را در زمینه انتقال اطلاعات که استاندارد 729 می باشد را دارا میباشیم که بالاترین کیفیت تضمینی صدا را میدهد و نکته دیگر اینکه دستگاه ما کاملا" با سخت افزارهای دنیا سازگار میباشد چون از این لحاظ هم دارای استاندارد بالایی میباشد و نکته دیگر تعداد استفاده همزمان از دستگاهها در دنیا می باشد که دستگاه و سیستم ما دارا میباشد مثلا" همزمان 10000 نفر میتوانند از سیستم VOIP در نقاط مختلف دنیا استفاده کنند .
روی دستگاه 6 ماه گارانتی میدهیم . لازم به یادآوری هست که ما پیش فروش دستگاهها را شروع کردیم و انشاا...در کمتر از 20 روز آینده دستگاه به دست مدیران فروش خواهد رسید .
ـ GSM VOIP چه دستگاهی است و چه مکانیزمی دارد ؟
این دستگاه که مانند تلفن همراه می باشد و ۲مد می باشد شما میتوانید با قرار دادن سیم کارت شخصی خود از آن استفاده کنید ، بدین صورت که با داشتن سیستم GPRS که الان بر روی اکثر تلفنهای همراه میباشد از VOIP آن بصورت رایگان استفاده کنید و کاملا" قابل حمل به تمام نقاط میباشد . بصورت ساده تر هم VOIP میباشد و هم موبایل .
ـ برخی میگویند سیم کارت تلفن بین المللی در ایران کار نمیکند ؟
نخیر اینگونه نیست بلکه مشکلی که در ایران وجود دارد این است که بخاطر ساختار بسیار ضعیف مخابراتی ، کشور ما در دریافت رومینگ افراد مشکل دارند مثلا" سیم کارت دبی من نیز در ایران دارای مشکل است ولی بدان معنا نیست که سیم کارت من مشکل دارد . سیم کارت ما در تمامی دنیا از قبیل دبی ، ترکیه و مالزی بسیار راحت تماس برقرار می شود .
ـ هدف وست ویژن از حضور در نمایشگاه الکامپ چه بود ؟
اول از همه معرفی این چند تا تکنولوژی که آورده ایم . و همانگونه که خودتان ملاحظه کردید بانکها با شگفتی تمام حاضر هستند با ما کار کنند چون هیچ شرکتی در ایران GATEWAY ندارد و در خاور میانه نیز فقط 3 شرکت دولتی دارند .
ما دنبال فروش در الکامپ نبودیم بلکه دنبال اطلاع رسانی و افزایش سطح آگاهی مردم و آشنایی آنها با این تکنولوژیها بودیم چون سود ما در گرو میزان سواد عموم مردم میباشد .
ـ آقای دکتر برخی اعتقاد دارند که شرکت GATEWAY – VOIP ویزا و مستر کارت با قابلیت زیاد سیم کارت بین المللی ، بانک و غیره را آورده ولی به ما چه ربطی دارد اینها چگونه موجب افزایش سود ما می شوند؟
من متاسفم که تحلیل بسیار ضعیفی اینان دارند چون سود زیاد و همیشگی در تداوم حضور و بنیه قوی شرکت می باشد و ما با گذشت نزدیک به سه سال هنوز هستیم و نه زیر زمینی شدیم و نه سال اول جمع کردیم و بریم ، تازه ما به لیدرها فشار می آوریم که سوادتان را بالا ببرید چون اگر توانمند نشوید دیگر ما حاضر به همکاری با شما نیستیم . میدانید که ضرر در از دست دادن لیدر میباشد ولی ما حاضریم این ضرر را بدهیم چون بلند مدت فکر میکنیم . اگر VOIP میآید ، VOIP برای شماهاست.
و از همه بیشتر برای آن لیدرهایی متاسفم که اطلاعات را به آنها میدهیم ولی متاسفانه توانایی انتقال آنها و همچنین تحلیل خواسته های ما و کانالیزه کردن بچه ها را ندارند . یا ویزا برای بچه هاست همین الان ما حاضریم به فروش برسانیم ولی لیدرها متاسفانه نمیدانند باید چه کار کنند و اگر ما بصورت وسیع در بین بچه های خودمان اطلاعات را توزیع نمی کنیم به این دلیل است که در گذشته تجربه های بسیار بدی را داریم و اطلاعات طبقه بندی شده منتقل نمی شود. شما کمی فکر کنید با این بازار تشنه ای که در کشور در خصوص محصولات ما وجود دارد من نمیتوانم با تبلیغات در سطح جامعه محصولاتمان را بفروش برسانم ؟ ولی من تمامی محصولات را وارد پلن درآمد زایی بچه ها میکنم . فقط متاسفم برای این طرز فکر...
ـ برخی نیز میگویند که وست ویژن دیگر حرفی برای گفتن ندارد و دکتر بابایی خودش پلن را خوابانده؟
ما نخواباندیم بلکه داریم تصفیه میکنیم و من خودم خواستم .خواباندن یعنی از بین بردن ولی ما تازه داریم به پلن جان میدهیم زمانی که از بانک و بیمه صحبت کردیم همگی گفتن دروغ است چون مغز کوچک برخی بیشتر از این جا نمیگیره، اینها به دنبال این هستند که 1-2 میلیون پول در بی آورند و بعدش هم بروند....
افرادی که مدام جای خود را عوض میکنند خودشان را بی اعتبار میکنند. ما به دنبال افرادی بودیم که علاوه بر اینکه به دنبال پولهای مشروع میلیونی و دائمی هستند به کار خودشان هم ایمان داشته باشتد متاسفانه بچه های ما هنوز ایمان ندارند که شغلشان بازاریابی شبکه ای است .
هر وقت به من میگویند برخی به ما بدو بیراه میگویند، من میگویم بگذارید بگویند چون اینها هر جور که فکر میکردندخواستند بر علیه ما کاری کنند ولی نتوانستند و الان رو آورده اند به بدو بیراه گفتن و آنقدر هم مرد نیستند که بیایند و رودررو حرفشان را بزنند بلکه رفته اند در گوشه ای پنهان شده اند و مشغول حرافی هستند.من گفتم بانک را می آورم و اگر تا عید آنرا نیاوردم برای همیشه از کارمان خداحافظی میکنم، آنهایی که میخواهند تنشان بلرزد از الان بلرزد و آنها هم که فکر میکنند دروغ است بگذار فکر کنند.
بانکی که حساب باز میکند و تراکنش مالی دارد و ویزا را با نام خودش صادر میکند .در ضمن اگر عقل و شعور در مغز افرادی که فکر میکنند تحلیل گر هستند ،باشد.متوجه می شوند که وست ویژن فعلی فقط برای ما هزینه است ولی ما هزینه را میدهیم تا خودمان را برای آینده آماده کنیم و اگر نتوانیم لیدر ها را برای انجام کارها تربیت کنیم و لیدرها مثل سابق باشند شرکت را از حالت بازاریابی شبکه ای به حالت کاملا" تکنولوژی تبدیل خواهیم کرد .
در آخر هم باید بگویم که من با افتخار به راهم ادامه میدهم و لیدرها و بازاریابان هم با افتخار به کار خودشان فکر کنند و ادامه بدهند .
تهیه و تنظیم:
تیم آموزشی The Best Of Leaders
حضور قدرتمند وست ویژن در الکامپ
سيزدهمين نمايشگاه ايران الكامپ ( الكترونيك، كامپيوتر و تجارت الكترونيكي) طي روزهاي ششم تا نهم آبان ماه سالجاري در محل نمايشگاههاي بينالمللي تهران برگزار شد.
سيزدهمين نمايشگاه بينالمللي الكامپ با فضايي به وسعت ۳۰هزار متر مربع در هشت سالن و با شركت ۵۵شركت مطرح دنيا بالاترين حضور شركتكنندگان را در كارنامه اين نمايشگاه ثبت كرد در این نمایشگاه ۵۵شركت مطرح از كشورهايي مانند آمريكا، آلمان، فرانسه، كانادا، اسپانيا، ژاپن، چين، كره، تايوان، استراليا، مالزي، سنگاپورحضور داشتند.
وست ویژن نیز که قدرتمندانه در این نمایشگاه شرکت کرده بود موجب شگفتی کارشناسان و بانک های کشور شد. وست ویژن با ارائه محصولات جدید خود در این نمایشگاه فصل جدیدی از حضور شرکتهای خصوصی را در عرصه های کلان کشور رقم زد.غرفه شرکت که با استقبال بی نظیر کارشناسان ارشد تجارت الکترونیک مواجه شد روزهای بسیار پر ازدحامی را تجربه کرد.
لازم به ذکر است در حاشیه این نمایشگاه مصاحبه ای با دکتر بابایی انجام گرفت که به زودی به اطلاع شما عزیزان خواهد رسید.در مورد نمایشگاه هم مطالب دیگری خواهیم گفت.
که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
بزرگی گفت اگر به دنبال آرامش بودید ، نباید در قرن بیستم به دنیا می آمدید .
وست ویژن کجا بود و حالا چه شد ؟ روزهای اول را وقتی به یاد می آورم هم خنده دار است هم گریه دار وقتی جعبه تحویلی که درون آن ساعت بود از مقوای پودر لباسشویی تهیه شده بود به دستمان می رسید انگار تمام دنیا را به ما داده بودند و یا وقتی غزال گردن شکسته را دست میزدیم انگار غزال اصیل ایرانی را در آغوش گرفته ایم و خوشبخت ترین آدمیان هستیم سه تار برایمان هدف بود و وقتی فرش دستباف را به زیرمان می انداختیم انگار سوار بر قالیچه پرنده علاالدین شده ایم و چنان با فخر به دیگران نگاه میکردیم که گویی همه چیز داریم ....... البته اینان را مدتها پس از خرید ، سعادت لمس نصیبمان می گشت ......
حال ولی چه داریم ، یک سیم کارت بین المللی ٬دستگاه VOIP با قابلیت زیاد ، کارت اعتباری که در بیش از 17 میلیون دستگاه خود پرداز قابل استفاده می باشد ، شاهراه الکترونیکی را برای اولین بار در اختیار داریم محصولاتمان به صورت لحظه ای قابل تحویل میباشد و ...........
خوب همین ......واقعا" چه چیزهای با ارزشی در اوایل کار داشتیم و الان چه چیزهای بی ارزشی ....، مدیریت شرکت به قول آن دوست عزیز مستعفی هسته ایمان ، " در غلتان را داده و آب نبات چوبی گرفت " .
به نظر خیلی از متفکران! آسو خوب بود چون روز اول زمین ( البته روی هوا ) میداد و روزهای آخر عمر ٬شارلاتان عزیز توالت فرنگی و یا کوئست که روزهای اول سکه طلا می داد و روزهای وسط سکه هایی که به درد بازی کودکانه می خورد ، یا شاید هم inb که از سماور برقی شروع کرد و به کاسه و بشقاب ملامین رسید و یا .......
کجا رفتند آسویی ها ، طوبی ها ، inb ها٬ سوئیس کش ها و .......پس چرا صدایشان را در گلو نمی اندازند و فریاد نمی کشند ، کجا رفتند آنهایی که در مکتب ما بودند و رفتند ، نمک خوردند و نمکدان شکستند از درون ما به نان و نوایی رسیدند و در هتل مارلیک دم از قانونی بودن زدند ، پس کجائید ؟؟
چرا نمی بینید برخی به دنبال توالت فرنگی هستند ، چرا نمی شنوید؟ مد نیستها بپا خیزید . دوستمان اشتباها" گفت: " آسو را باید کشت " ، آسو باید زنده بماند تا هم کیشان خود را در اطراف خودش جمع کند ، آسو باید زنده بماند تا بزن در رو ها راحت نفس بکشند . کوئست را هم باید از گور در آورد تا جیب برهای اتو کشیده داخلی با تاءسی از آن ور آبی ها با جو مارکتینگ و مهمانی های آنچنانی پول به جیب بزنند .چرا زبان به کام گرفته اید ؟
کدامیک از رقبا به سراغ تکنولوژیهای روز رفتند کدام یک دیگر حرفی برای گفتن دارند اصلا" کدام یک دیگر نفس می کشند ؟
همه رقبا فرار کرده اند یا اگر بخواهیم خیلی تخفیف بدهیم کنار رفتند .
چند روز پیش وقتی با دکتر بابایی صحبت میکردم ایشان از صحبتهای برخی از مدیران فروش دل شکسته بودند و گفتند : " به کسانی که زیاد حرف می زنند بگویید که ما ظاهرا" نمی توانیم کار کنیم و مدیریت بیش از این هم نداریم از کسانی که فکر می کنند از من بهتر هستند دعوت می کنم بیایند و کار را انجام بدهند " .
انصاف هم چیز خوبی است آخر مگر یک انسان چقدر تحمل دارد ، بی انصاف ها کداممان آستین بالا زدیم و گفتیم " دکتر کجای کار کمک می خوای ما هستیم " نشستیم کنار گود گفتیم " لنگش کن ".
در جایی که کار اقتصادی کردن خود کشی است و همه دنبال خالی کردن زیر پای دیگری هستند و از وجود بقیه فقط در جهت سود خودشان استفاده می کنند ٬ انصافمان کجاست ؟
این همه شرکتهای بازاریابی شبکه ای آمد و رفت ، خوب فکر کنیم کدام یک ماند؟؟؟
از هزاران تن یکی شان صوفی اند مابقی در سایه او میزیند
علی کاراندیش